حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

1965

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

را نابود سازد ، زيرا ميدانست ، كه او شخصى است ماجراجو و آرام نخواهد نشست . بالاخره يكى از سربازان را تحريك كرد ، كه بلند شكايت كند از اينكه مل‌آگر همدوش پرديكّاس گشته . اين خبر به مل‌آگر رسيد و او برآشفته با تشدّد نزد پرديكّاس رفت و سخت از سرباز مزبور شكايت كرد . پرديكّاس چنان وانمود ، كه از اين قضيه خيلى متأسف است و بعد گفت اشخاصى ، كه اين سرباز را بچنين اقدامى تحريك كرده‌اند ، بايد مجازات شوند و براى اجراى اين امر مراسم « پاك كردن » « 1 » بايد اجرا گردد . مراسم پاك كردن موافق عادات مقدونى چنين بود ، كه سگى را كشته روده‌هاى آن را در دشتى به دو طرف ميانداختند و بعد پياده نظام و سواره نظام در دشت حاضر ميشدند و بقيّهء مراسم پاك كردن به عمل ميآمد . مل‌آگر با شادى اين پيشنهاد را پذيرفت و تشريفات پاك كردن در روز معيّن به عمل آمد . بعد آرّيده - فيليپ بتحريك پرديكّاس با گروهانى به طرف پياده نظام رانده گفت ، تمام اشخاصى ، كه باعث شورش شده بودند ، بايد مجازات شوند . چون تمام لشكر و فيلهاى جنگى حاضر بودند ، پياده نظام نتوانست اندك مخالفتى نشان دهد و پرديكّاس از موقع استفاده كرده سيصد نفر را يكايك خواند و آنها از صف بيرون آمدند . بعد او در همانجا حكم كرد آنها را بپاى فيلها انداختند . از براى مل‌آگر اين پيش‌آمد بكلّى غير مترقّب بود ، زيرا در يك آن تمام اشخاصيكه براى او كار كرده بودند ، نابود شدند . در اين روز كسى بر ضد مل‌آگر اقدامى نكرد و او در جاى خود بماند ، ولى فهميد ، كه دشمنانش در قصد او هستند و كسى را ، كه او پادشاه كرده ، آلت اجراى مقاصد بدخواهان او است . بنابراين از جان خود هراسناك گشته بمعبدى پناه برد ، ولى پناهگاهى در آن معبد هم نيافت ، زيرا او را گرفته كشتند . نتيجه از آنچه تا اينجا ذكر شد چنين برميآيد ، كه پس از منازعاتى ، كه چند روز طول كشيده ، دو نفر را براى سلطنت انتخاب كرده‌اند : آرّيده - فيليپ برادر نامشروع اسكندر و نيز پسرى را كه فرض ميكردند ركسانه

--> ( 1 ) - Lustration .